قصر خیال

به نور نگاه کن سایه ها پشت سرت خواهند بود

قصر خیال

به نور نگاه کن سایه ها پشت سرت خواهند بود

قصر خیال

هیس....
سکوت کن
اینجا قلب ها سخن میگویند
وارد شدی به قصرخیال
اینجا قصر من و قصر تمام کسانیست که زمینی نیستند
گاهی از درون قصر برایت میگویم
از اهالیش
از دوستی ها و پیمان ها و
حرف هایش
گاه نیز از زمین برایت خبر میاورم
گاه از ستاره ها سخن میگویم
گاه از درختان!
اینجا همه چیز حرف دارد
اینجا قصریست به وسعت آسمان
برای همه ی کسانی که
میخواهند از زمین فاصله بگیرند
برای همه ی کسانی که
میخواهند قلبشان برای خدا باشد
اینجا قصر خیال
و من شاهزاده ی شب
به احترام قلب خودت
بپا خـــیز!

جسم و روح
خزانه

۲ مطلب در آبان ۱۳۹۵ ثبت شده است

باد وزید، تند هم وزید، از آن بادهایی که کافیست دستانت را رها کنی تا تو را هرکجا میخواهد ببرد
باد وزید، شاید هم طوفان. هوا راه می رفت، می دوید، می پرید، می رقصید. یکی را می بوسید یکی را گاز می گرفت، یکی را بغل می کرد و یکی دیگر را هل میداد. گاهی هم تنه می زد و نیشگون می گرفت. ماموریت داشت ! انگار آمده بود چیزی در ِگوش آدم ها بگوید،انگار آمده بود چیزی را یادآور شود... هر کسی امروز پیغامی دریافت کرد. پیام هرکس یک راز است . بادها حامل کلماتند از مادرِ طبیعت. بادها نماد قدرتند، سنگ ها را جابجا می کنند، دیوارها را در هم می ریزند و  دریاها را طغیان می کنند، رهایی قدرت می آورد، در بندِ زمین نبودن روح را تنومند می کند. بادها قوی بودن، قوی ماندن و قوی ادامه دادن را یاد می دهند. روحِ قدرتمند جادو می کند و قلب پر می شود از انرژی های پاک. برای نیرومند شدن ِ روحمان بوزیم، رها شویم....مثلِ باد!

  • شاهزاده شب
من پاییز رو زیاد بلد نیستم، پاییز ما یک ماه بیشتر نبود و مهر که از نیمه میگذشت آسمون سفید و سفیدتر می شد و به انتهای مهر که می رسید زمین رو در سفید بودنش شریک می کرد. من پاییز رو زیاد بلد نیستم اما تا دلت بخواد زمستون رو از برم! من از میون برف زاده شدم و نصف سال رو با یک سفیدِ محض گذروندم با بارشِ خدا! اولین برف ِ پاییزی که میباره چشمامون می درخشه و قلبامون به وجد میاد. هیچوقت برامون تکراری نشد این برف باریدن های پی در پی... 
پاییزه و من دورم، و اینجا پاییزش زرده نه سفید و چشمای من عادت نداره به این رنگ ها، نگاهم به آسمونه و در محال ترین حالت ممکن امید دارم اینجا هم سفید شه. بعدِ چندین سال این اولین باری بود اولین برف پاییزی رو نبودم تا با ذوق عکسشو بگیرم و نشون بقیه بدم، تا با ذوق بذارم تو شبکه های اجتماعی . اینبار من اینورِ خط بودم و یه تماشاگر و حال ِ منو فقط خودم میفهمم...

  • شاهزاده شب

.::AvA::.