قصر خیال

به نور نگاه کن سایه ها پشت سرت خواهند بود

قصر خیال

به نور نگاه کن سایه ها پشت سرت خواهند بود

قصر خیال

هیس....
سکوت کن
اینجا قلب ها سخن میگویند
وارد شدی به قصرخیال
اینجا قصر من و قصر تمام کسانیست که زمینی نیستند
گاهی از درون قصر برایت میگویم
از اهالیش
از دوستی ها و پیمان ها و
حرف هایش
گاه نیز از زمین برایت خبر میاورم
گاه از ستاره ها سخن میگویم
گاه از درختان!
اینجا همه چیز حرف دارد
اینجا قصریست به وسعت آسمان
برای همه ی کسانی که
میخواهند از زمین فاصله بگیرند
برای همه ی کسانی که
میخواهند قلبشان برای خدا باشد
اینجا قصر خیال
و من شاهزاده ی شب
به احترام قلب خودت
بپا خـــیز!

جسم و روح
خزانه

۳ مطلب در شهریور ۱۳۹۲ ثبت شده است

اینجا
 "دور " است!


 از همان " دور " هایی که از رگ گردن به تو نزدیک تر است ،
از همان "دور"هایی که فکرمیکنی آن بالا حتی دورتر ازستاره هاست! ولی یکبارهم نشده "دور" را در قلبت جستجو کنی، یکبارهم نشده بجای نگاه کردن به آسمان.... چشم هایت را ببندی و حضورش را درقلبت حس کنی و حرف بزنی      
 اینجا
 "دور" است

از همان هایی که فکر میکنی آنقدر "دور" که دیده نمی شود
ولی غافل از این که همینجا کنار دلت نشسته...
از همان "دور" های خیلی نزدیک!
از همان "دور" هایی که  باور دور بودنش تنهایی میاورد!
از همان باورهای غلطی که خیلی داری!

اینجا
"دور" است

 تو "دور" ی

دور بودن خودت را به پای دور بودن او نوشتی
و فکرکردی آنقدر فاصله دارد که نمیبینی اش
وفکر کردی که او هم نمیبینتت،
خودت دور شدی... 
خودت هرچه در این دنیا بود تلنبارکردی روی هم
شد کوه
 که دیگر چشم های زمینی ات نمی توانست آنور را ببیند
آنوری که  "نور" بود   اما "دور" نبود!

اینجا
"دور" است

اینجا
قلب تو دور است 
از همان کسی که از خودت به خودت نزدیک تر است!
به خود آی!
همین جا کنار دلت.....



زمینی نوشت:  
*مواظب خودت باش!
  *ممنون که هستی! 
 *.....
  • شاهزاده شب
وقتی تمام  قصه هایت غصه می شوند
وقتی دانسته راه را اشتباه می روی
وقتی درک نمی شوی
وقتی  اشک های داغ سردترت می کنند
 وقتی دستی نیست برای بلند کردنت
وقتی حرف ها شلاق می شوند  

وقتی همه ی تنهایی هایت جمع می شوند
آنوقت  هست که دلت یک "دور" میخواهد
از همان "دور" هایی که  خودت باشی و خدا
از همان خلوت های ناب عارفانه!
من اینجا
پشت این پنجره....



 زمینی تر نوشت:
 *دلگیرم از ستاره و آزرده ام ز ماه....
میری که صعود کنی
یادت باشه رسیدی قله یه نگاه بهمون بنداز....
اینجا کسایی هستن
که به یادتن  
یه خاطره ی خوبی..... یه خاطره ی خوب!
 چیزای زیادی ازت یاد گرفتم...
لبخند رو به لبام آوردی... 
لبخند رو لبات باشه همیشه
به امید دیدار... 
 که در سرم ز تو آشوب فتنه هاست هنوز....



  • شاهزاده شب
 عرش زیر پایت گسترده شده....
صدای قلــــــبت رابشــــــنو!
یک دستت را مشـــت کن!
بگیر سوی آسمان
دست دیگرت را باز کــــــن!
 بگذار روی قلبت
صدای باد را  گوش کن!
نفس بکش!
بپر!

زمینی نوشت:
 شجاعت، اراده، هدف!

همیشه هم قرار نیست برای زمین تلاش کنیم، روح زمین رو دریاب!

ایمان داشته باش به پرواز!
بپر...!
  • شاهزاده شب

.::AvA::.